خرید بک لینک
در فرو بسته ترین دشواری

در گرانبارترین نومیدی،

بارها بر سر خود بانگ زدم:

"هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!"

بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار

کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار!

وَه چه نیروی شگفت انگیزیست

دستهایی که به هم پیوسته ست...!

"فریدون مشیری"

+ نوشته شده در جمعه یکم اردیبهشت ۱۳۹۶ساعت 21:25 توسط احسان |

برچسب: فریدون, نویسنده: مهتاب مرادی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 22:51

صفحه بندی